وانت پست؛شاید یعنی ب زودی ی بسته خواهم داشت
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:08
رضا داشت میرفت ترمینال تا سوار اتوبوس بشه صابر گفت ماهم بریم؟ اومدم توی حیاط و اسمون رو نگاه کردم ی وانت پیکان پست رو دیدم ک داشت توی ارتفاع پونزده متری پرواز میکرد میرفت یادم افتاد وانت ماهم پرواز میکنه مطمعن بودم ک تجربه چندبار پرواز هم باهاش داشتم اصلن چیز عجیب غریبی نبود,فقط کافی بود سرعت رو بیش...
تاب
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:08
خیلی خورد توی ذوقم مدت زیادی بود ک چشمم دنبال ی تاب خالی توی ی پارک خلوت بود,خلوت ک ن؛خالی هر بزرگسالی رو ک میدیم داره تاب میخوره حسرت میخوردم همش فکر میکردم اگر سوار بشم چقدر بالا میرم و اینقدر تاب خواهم خورد ک خسته بشم تصورش لذت داشت هرچند نبودش کمی غمناک بود بالاخره اون لحظه اسرار امیز رسید توی پ...
والا راضی ام همه مشکلا مثل این بود
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:08
خب به سلامتی این باتری هم شروع کرد ب شیش هشت زدن اولش اینطور شروع میشه ک هرچی شارژ کنی روی هشتاد خورده ای میمونه,یعنی مثل الان بعد کم کم زود زود شارژش تموم میشه در مرحله اخر هم ب پنجاه درصد ک میرسه یهو خاموش میشه دیگه اینجا یک هفته ای باهاش سر میکنم و یه روز عصبانی میشم ازش و میرم براش باتری بگیرم,ف...
حیف تکچرخ نزدم
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:08
دیشب خواب دیدم که با دوچرخه دارم میچرخم توی خیابونها خسته نمیشدم,یه حالت خیلی خوبی بود دوتا کار نمایشی هم میکردم,اولیش این بود ک روی فرمون مینشستم و به سواری ادامه میدادم و از روی موانع کوچیک هم خیلی باحال میپریدم با همون استایل.پا هم میزدم حتی,ولی نمیدونم چطوری حرکت بعدی چیزی تو مایه های دیوار مرگ ...
در بانک
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:08
داشتم فیش رو پر میکردم و ب صحبتهای دوتا از صندوقدارها گوش میدادم از شخص سومی میگفتن ک بالاخره خدا جزاش رو میده خوشحال بودن ک داره میره و کارهاش رو یکی یکی یاداوری میکردن یکیشون برای فصل الخطاب پایانی بحث گفت برای خودش فرعونی میکرد,نفر دوم با هیجان گفت نه اقا نمرود بود نمرود من :| نمرود:/ فرعون D:
به کتاب هم بیحوصله م
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:08
وقتی میخوای یادت بره اصل قضیه رو همینطوری میشه دیگه میشینی هر روز فیلم میبینی هر تایم خالی ای رو با فیلم پر میکنی اینقدر میبینی ک زده میشی یه چند وقت فیلم نبینم تا نرمال بشم اما چه جایگزینی میتونم براش پیدا کنم باید فکر کنم
من خیلی خوبم
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:08
دیشب خواب دیدم که دوستم دوچرخش رو باز کرده و لاستیک عقب رو برداشته که ببره تعمیر کنه سریع رفتم سراغ گوشیم که بهش زنگ بزنم و بگم فلانی برگرد خودم درستش میکنم برات حس خوبی داشتم,حس میکردم صفر تا صد رو میتونم براش انجام بدم _دوبار روانکاری و پنچرگیری انجام دادن دیگه این حرفا رو نداره که تیم عزیز خواب ن...
ببینین چقدر کتاب خوانم
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:08
بالاخره پریشب "سفر امریکا" از آل احمد تموم شد و بلافاصله "پیش از تو" از جوجو شروع شد سفر امریکا جالب بود,کاش همه شخصیتها و ادما هرکدوم همچین کتابی داشتن.فقط یه سفرنامه نبود.فراتر از زندگی نامه بود حتی.فکر کنین جلال تک تک رفتارهاش توی روز رو ثبت کرده و حس ها و فکرهاش در مورد ادمها و محیط اطرافش رو هم...
دوساعت بیشتر نبودا ولی معمولن دیر میگذشت
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 23:53
دو سه نفری بودن ک اهنگ پیشواز داشتن تو هم بودی و خودت و ی گوشی نوکیا فوق ساده ی پیام میدادم ک ج نده و بعدش زنگ میزدم اهنگ گوش میدادم مثلن
تبر گمشده
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 23:53
از اولش هم خوشم نمیومد ازش وقتی رفتار سرد و چکشیش با خانمش رو هم دیدم دیگه خیالم راحت شد ک خوب کاری میکنم ازش خوشم نمیاد مردک کم شعور چقدر متاسف میشدم ک خانمش زودتر و تنها میاد سرکار و اینقدر باهم سرد هستن ک وقتی تعطیل میکنن باز هرکدوم تنهایی برمیگردن خونه وقتی خانمش رو میدیدم غصه م میشد ک دیگه چهره...
یه پسر فسقلی رو مینداختن دنبالشون و محل هم نمیذاشتن نامردا
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 23:53
چنتا تابستون رفتم کلاس زبان ک یکیشو باهم میرفتیم میومدیم صبح ها هم کلاس نبودیم اما,طیبه چند سطح بالاتر بود اونسال دوتا از دخترهای فامیل هم اون نزدیکیا کلاس میرفتن و از قضا هم تایم ما بودن این دوتا خواهر جدا از فامیل بودن با طیبه دوست بودن,پس همگی باهم مسیر برگشتن رو میومدیم خیلی باهم باهم ک نه,اون س...
ستاره دارش کن بعدن بگم
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 23:53
یبار تصمیم گرفته بودم هیچ دروغ ب زبون نیارمحتی ب شوخیباعث شده بود کمتر حرف بزنممدتی بیشتر طول نکشید و خسته شدم از این کم شوخی بودن,پس مثل قبل شروع کردمحالا ب این فکر میکنم ک دیگه از روی بیکاری حرف نزنم,چی میشه یعنی؟این ی طرف و طرف دیگه پیدا کردن جایگزین مناسب برای "از روی بیکاری حرف زدن" هستچ جایگزی...
وقتی بازار کار تخصصت خوبه اما ن داخل شهر و کشور خودت
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 23:53
گفت:من فردا دیگه تا ظهر میخوابم گفتم پس شرکت چی؟ گفت امروز رفتم صحبت کردم باهاش ک تکلیف رو روشن کن دیگه,اونم گفت بدرد سیستم ما نمیخوری گفتم یعنی اون گفت خداحافظ توهم گفتی خداحافظ؟ گفت اره قرار بر همین بود ک ی مدت ب عنوان کاراموز اونجا باشم و چنتا پروژه انجام بدم تا با سیستم هم اشنا بشیم ولی دیگه خیل...
حسرت پوشیدن لباس و پوتین باز موند روی دلم
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 23:53
دیشب خواب دیدم تصمیم گرفتم برم محل خدمتم برای خدمت انگار ک هروقت دوست داشتی میتونستی بری و بیای اونموقع هم دوست داشتم برم توی خیابون راه میرفتم و فکر میکردم ب خدمت و پاسگاه و بچه ها میخواستم حرکت کنم ک یادم افتاد باید لباس فرم بپوشم,همینطوری ک نمیشه تصمیم گرفتم برگردم خونه و لباس بپوشم باز یادم افتا...
چ خوبه ی آوا داشته باشی ک برات آواز بخونه
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 23:53
بالاخره ی جا خلوت پیدا کردیم و زیرانداز انداختیم و دراز کشیدیم چند ثانیه بعد ی اقایی اومد و با لنگ افتاد ب جون ماشینش ک چند قدمی ما پارک بود مهم نبود خیلی بعد صدای ی دختر بچه ب ماشین لنگ و اقا اضافه شد در حال تحلیل اوضاع برای قضاوت بودم ک صدای ضبط اومد گفتم ای بابا خب سکوت رو ترجیح میدادم ب هرچیزی آ...
بوق تنبیهی
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 21:30
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
کشتی
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 21:30
چ کلمه ایسه تا معنی میدهکشتی ک روی اب حرکت میکنهکشتی ک از کاشتن میاد,مثلن میگیم عجب کشتیکشتی ک ب قاتل میگیم مقتول رو کشتیفتحهکسرهضمهمنکبوترضمهسهل انگاریبیشعوری مقصر
تحمل
-
تاریخ: 1396/4/31 ساعت: 22:20
درسته ک بگیم استانه تحمل ها پایین اومده؟عرض میکنم در چ مواردیمثلنمقایسه کنید در زدن در گذشته و حال رو,قبلن ما فقط زنگ داشتیم و تا بیان و در رو باز کنن کلی طول میکشید,البته اونموقع نمیگفتیم طول کشید,عادی بود,الان زنگ میزنی و تصویرت رو میبینه و باز میکنه و اگر بیشتر از بیست ثانیه بشه فشار ارواره هات ش
پروسه خود درست بینی
-
تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 7:04
یک نوع برخورد، واکنش ب رویدادهای مهم روز هست یک نوع دیگه عدم واکنش ب رویدادها یک نوع دیگه، واکنش شخصی ب رویدادها هست,یعنی هر رویدادی ک برای فرد مهم باشه مورد واکنش قرار میگیره ن ب صرف مهم بودن برای بقیه حالا این سه حالت رو توی دستگاه دوحالتی خوب و بد قرار میدیم و در نهایت نتیجه میگیریم خودمون بهترین...
وقتشه
-
تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 22:53
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">