برچسب:
نویسنده: آبتین مرادی
برچسب:
نویسنده: آبتین مرادی
خب به سلامتی این باتری هم شروع کرد ب شیش هشت زدن
اولش اینطور شروع میشه ک هرچی شارژ کنی روی هشتاد خورده ای میمونه,یعنی مثل الان
بعد کم کم زود زود شارژش تموم میشه
در مرحله اخر هم ب پنجاه درصد ک میرسه یهو خاموش میشه
دیگه اینجا یک هفته ای باهاش سر میکنم و یه روز عصبانی میشم ازش و میرم براش باتری بگیرم,فروشنده میگه بیا این اصلی هست و فلان و سی و خورده ای میشه
میخرم و ازش لذت میبرم
برچسب:
نویسنده: آبتین مرادی
برچسب:
نویسنده: آبتین مرادی
داشتم فیش رو پر میکردم و ب صحبتهای دوتا از صندوقدارها گوش میدادم
از شخص سومی میگفتن ک بالاخره خدا جزاش رو میده
خوشحال بودن ک داره میره و کارهاش رو یکی یکی یاداوری میکردن
یکیشون برای فصل الخطاب پایانی بحث گفت برای خودش فرعونی میکرد,نفر دوم با هیجان گفت نه اقا نمرود بود نمرود
من :|
نمرود:/
فرعون D:
برچسب:
نویسنده: آبتین مرادی
وقتی میخوای یادت بره اصل قضیه رو همینطوری میشه دیگه
میشینی هر روز فیلم میبینی
هر تایم خالی ای رو با فیلم پر میکنی
اینقدر میبینی ک زده میشی
یه چند وقت فیلم نبینم تا نرمال بشم
اما چه جایگزینی میتونم براش پیدا کنم
باید فکر کنم
برچسب:
نویسنده: آبتین مرادی
دیشب خواب دیدم که دوستم دوچرخش رو باز کرده و لاستیک عقب رو برداشته که ببره تعمیر کنه
سریع رفتم سراغ گوشیم که بهش زنگ بزنم و بگم فلانی برگرد خودم درستش میکنم برات
حس خوبی داشتم,حس میکردم صفر تا صد رو میتونم براش انجام بدم
_دوبار روانکاری و پنچرگیری انجام دادن دیگه این حرفا رو نداره که تیم عزیز خواب نویسی
برچسب:
نویسنده: آبتین مرادی
برچسب:
نویسنده: آبتین مرادی
برچسب: گمشده,
نویسنده: آبتین مرادی
برچسب: ستاره,
نویسنده: آبتین مرادی
گفت:من فردا دیگه تا ظهر میخوابم
گفتم پس شرکت چی؟
گفت امروز رفتم صحبت کردم باهاش ک تکلیف رو روشن کن دیگه,اونم گفت بدرد سیستم ما نمیخوری
گفتم یعنی اون گفت خداحافظ توهم گفتی خداحافظ؟
گفت اره قرار بر همین بود ک ی مدت ب عنوان کاراموز اونجا باشم و چنتا پروژه انجام بدم تا با سیستم هم اشنا بشیم ولی دیگه خیلی طولانی شد,نزدیک دوماه
چی میتونستم بگم
اینم از برنامه نویسی